این هم عکس ستایش جون دختر پسردایی مامان ما فقط این قلو تو بیمارستان دیدیم نیایشو ندیدیم.
خاطرات تابستان 91 اسراء جون
اسرای عزیزم هر روز بامزه تر میشه خیلی شیرین صحبت میکنه. 7 تیر امروز تولد اسرا جونه 2 سالش تموم شده دیروز بردمش پیش دکتر توکلی خیلی خسته کننده شده. 8 تیر امشب تو بندسر واسهاسرا تولد گرفتیم همش خوابش می اومد و گریه میکرد. هدیه تولد 63000 ت شد حمیده همش براش پیراهن خرید ما براش از هدیه تولدش 26000 ت لباس و کفش خریدیم. عمو ابراهیم هم بهش 100000 ت داد. 10 تیر اسرا رو بردم پیش دکتر توکلی 15000 ت خرجش شد.تو بهار خیلی بردمش دکتر. 14 وقتی کسی میخواد بیاد خونمون اون میخونه مثلا میخونه بابا بیاده بهدی بیاده. خیلی به حلیمه شون وابسته شد صب چشم باز میکنه میره پایین تا موقعی که میخوابه و میارنش بالا. 18 تیر یکم ب...
نویسنده :
عطیه ریاحی
11:34
خاطرات بهار91 اسراءجون
تاتا عباسی خدا منو ندازی اگه بی آی بدازی ببلِ بابا بدازی. پنج تن رو خیلی وقته میگه من میگم الله میگه محمد میگم علی میگه فاطمه اسن حشین. خیلی جالب. 11 اربیهشت با هم رفتیم ساری واسه کتاب تو خیابون با خودش میگفت عمه - عم - داداشی- نرسِ - بهدی - بابا. باهم رفتیم بستنی خوردیم. اسرا هر چی بخواد میگه من خودم. خیلی شیرین شد میگه بریم وقتی گوش نمیکنیم الکی میگه جیش دارم. این روزها دیگه میتونه جمله بگه خیلی شیرینه. اسرا عکس مامان بزرگشو میبینه میگه ننه ما بهش یاد دادیم. رفتیم تو حیاز مدرسه بازی کنیم محمد و نرگس به اسماعیل میگفتن دایی اون هم میگفت دایی. خیلی خوشحال بود. خیلی ...
نویسنده :
عطیه ریاحی
11:00
مهدی وقتی که تازه می نشست
مائده جون سیزده بدر سال 91
مائده دخترعمو ابراهیم - بهار 91
این هم عکس مایده تو بندسر سال 1391
خاطرات زمستان 90 اسراء جون
اول دی : دیشب شب یلدا و تولد اسماعیل بود براش کسک و شمع 32 سالگی گرفتم اسرا< جون خیلی خوشحال بود خیلی شکلات خورد . دست میزد ولی چند بار نرجسو گاز گرفت. 2 دی: ما امروز رفتیم بندسر 3 دی : من معلم نهضت پدرم و شهناز و عموم محرم هستم . اسرا تولد اسماعیلو یادشه کبریت روشن میکنیم اون خامموش میکنه و دست میزنه میگه ببلّد. به همه میگه عمو به کوچیکترا میگه نجس. 4 دی : اسرا وقتی ما رو صدا می کنه 3 بار میگه ماما. اینجوری . بابا بابا بابا بعد کارشو اشاره میکنه. 10 دی: اسرا رو بردم تو کلاس نهضت با دست تصاویر رو اشاره میکنه. کلاسهای نهضت یک طرف شیرین کاریهای اسرا طرف دیگه صدای حیوانات در میاره . ازش میپرسیم...
نویسنده :
عطیه ریاحی
11:31








